کاریوتیپ

کاریوتیپ

کاریوتیپ یعنی گروه کروموزوم های پایه هر گونه که اندازه، شکل (محل قرار گرفتن سنترومر) و تعداد کروموزوم ها را شامل می شود. مرفولوژی کروموزوم های افراد هر گونه ثابت است (مگر در حالات نقص کروموزومی). در کاریوتیپ کروموزوم ها به ترتیب از بزرگ ترین به کوچک ترین و از بالا سمت چپ قرار داده شده و کروموزوم های جنسی بدون در نظر گرفتن اندازه شان در انتها قرار می گیرند. کروموزوم های تکی یا اضافی در کاریوتیپ نشان داده نمی شوند.


کاریوتیپ در سلول های مریستمی و سلول های سماتیک در حال تقسیم، در مرحله ی متافاز قابل تشخیص می باشد. کاریوتیپ در متافاز میوز یک، برای مشاهده ی کروموزوم های پایه در سلول های دی پلوئید قابل تشخیص است.

تجزیه کاریوتیپ فقط در تقسیم میتوز، در مرحله ی متافاز یا شروع آنافاز امکان پذیر بوده و با تقسیم میوز نمی توان هیچ گونه اطلاعی از کاریوتیپ به دست آورد؛ فقط در سلول های هاپلوئید مانند کیسه ی جنینی و سلول های سازنده ی دانه گرده، می توان کروموزوم های پایه را تشخیص داد.

ژن های کنترل کننده ی خصوصیات غیرجنسی، در تمام ژنوم یوکاریوتی پراکنده اند. در عوض آنهایی که برای حفظ جدایی نسل ها از هم ضروری می باشند؛ تمایل دارند به یک یا چند کروموزوم محدود شوند. تنظیم ژنتیکی موضوعی از زمان است که قسمت های مختلف کاریوتیپ را در زمان های مناسب به مرحله ی رونویسی می رساند یا آن قسمت ها را خارج می کند. قسمت هایی از کروموزوم یا کروموزوم کامل ممکن است از هسته خارج شود ولی این یک روش عادی تنظیم ژنتیکی نیست. یک سلول تمایز یافته سلولی است که فقط قادر به ظاهر کردن یک قسمت از ژنومش می باشد.

یک ژنوم می تواند خود را از عناصر ژنومی غیرضروری رهایی بخشد. کاریوتیپ گونه های اختصاصی شده، من جمله آنهایی که محیط های متغیر را در برابر محیط های پایدار اشغال می کنند؛ به طور معمول از کروموزوم های کوچک تر و کمتری نسبت به بستگان کمتر اختصاصی شده، تشکیل یافته اند.

در میان جنس هایی با گونه های متعدد، افراد پیشرفته تر و اختصاصی شده، دارای تعداد هاپلوئید پایین تری نسبت به بستگان ابتدایی ترشان هستند و به طور معمول گونه هایی دگرگشن اند که قادرند در زیست گاه های جدید، به سرعت تشکیل کلنی بدهند.

کاریوتیپی را کاملاً متقارن گوییم که از کروموزوم های متاسنتریک هم اندازه تشکیل شده باشد و به کاریوتیپی که از کروموزوم های مختلف از جمله اکروسنتریک و متاسنتریک تشکیل شده باشد؛ نامتقارن گوییم.

کاریوتیپ های تقریباً متقارن موقعیت تکاملی ابتدایی تری نسبت به کاریوتیپ های نامتقارن دارند. یعنی در مسیر تکاملی کاریوتیپ ها به سمت نامتقارن بودن میل می کنند. گونه هایی که درجه بالاتری از نامتقارن بودن را در کاریوتیپ خود نشان دهند؛ پیشرفته تر هستند.

  به طور معمول کروموزوم های یک ژنوم اندازه های مشابهی دارند. بزرگ ترین آنها از 2 یا 3 برابر طول کوتاه ترین آنها بلندتر نیست (البته کروموزوم های تکی یا اضافی استثنا هستند)






عینک نمی زد که نگن عینکیه .

  یه روز چاله ی جلوی چشمش رو ندید و زمین خورد . از اون روز به بعد

  چلاق صداش می کردند

ارتباط مرگ فرزند اول و خطر متولد شدن نوزاد مرده

ارتباط مرگ فرزند اول و خطر متولد شدن نوزاد مرده 

تحقیقات جدید نشان می‌دهند احتمال مرگ جنین در دوران بارداری دوم برای زنانی که فرزند اول خود را از دست داده‌اند بیشتر است

خطر متولد شدن نوزاد مرده در دومین بارداری، در میان مادرانی که نوزاد اول خود را از دست داده‌اند بیشتر از حد عادی است.

منظور از مرده زایی در اینجا مرگ جنین پس از هفته بیستم بارداری است و اکنون مشخص شده که خطر مرده متولد شدن نوزاد در گروهی از زنان، با سابقه مرده زایی نسبت به دیگر زنان که چنین سابقه‌ای را ندارند، بیشتر از حد معمول است. طبق تحقیقات جدید مرگ فرزند در سال اول زندگی نیز خطر به دنیا آوردن نوزاد مرده در بارداری بعدی را افزایش می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان طبق آماری که از 320 هزار زن به دست آورده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که نسبت مرگ جنین در بارداری دوم 4 در 1000 است در صورتی که این میزان در زنانی که فرزند اول خود را پیش از تولد یک‌سالگی از دست داده‌اند 3 برابر زنانی است که فرزند اول آنها در قید حیات است.

دلیل واضحی برای این ارتباط وجود ندارد اما محققان معتقدند این افراد باید قبل از بارداری دوم مورد مشاوره قرار بگیرند.

دلایل دقیق مرده زایی در زنان اغلب ناشناخته باقی مانده اما این پدیده در میان 50 تا 60 درصد از زنان دیده می‌شود. با این همه عوامل خطرسازی وجود دارند که با این پدیده در ارتباط‌اند و دو مورد از مهمترین آنها چاقی و استعمال دخانیات است. با این همه بروز شرایط خاص در سلامت مادر مانند ابتلا به فشار خون بالا و دیابت، پیش و یا در دوران بارداری نیز با پدیده مرده متولد شدن جنین‌ها در ارتباط است.